تبلیغات
✔ گَـروهـ ادبـیآتـ مَنطقہ دَه - زبان و ادبیات عامیانه
 
✔ گَـروهـ ادبـیآتـ مَنطقہ دَه
♠کَــلَمآتـ بِدون ِ تَفــَکُر , هَرگـز بہ آسمآن نمے روَنــد ..⇝♠
 
 
جمعه چهارم بهمنماه سال 1392 :: نویسنده : مطیعی

مقدمه

زبان یك میانجی است كه از طریق آن، فرهنگ از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد. اگر فرهنگ را دارای اركانی بدانیم كه از طریق آن شناخته می شود، زبان یكی از اركان اصلی آن است كه به وسیله آن می توانیم تصویری بهتر از ویژگی های مردمی كه در اطراف ما هستند داشته باشیم. زبان را می توانیم به دو بخش تقسیم كرد: یكی فیزیولوژیكی و دیگری اجتماعی.

بخش فیزیولوژیكی زبان را مخ و حلق كه تارهای صوتی را دربر دارد تشكیل می دهد و توانایی درك كلمات و ادای آنها را به انسان می دهد. اگرچه دیگر حیوانات نیز هر كدام زبانی برای برقراری ارتباط با همنوعانشان دارند اما این تنها انسان ها هستند كه به لطف دارا بودن فیزیو لوژی(مخ و حلق)پیشرفته، قابلیت بالایی جهت برقراری ارتباط دارند. بدین خاطر در مقایسه با زبان انسان است كه دیگر حیوانات را بی زبان می خوانند.نوام چامسكی بر این عقیده است كه زبان بر پایه كیفیت هایی از ذهن استوار است كه تا آنجا كه می دانیم، منحصر به انسان است. اما در آخرین آزمایشاتی كه در این زمینه انجام گرفته است زبان گفتاری را به شامپانزه آموزش داده اند، اما از آنجایی كه جهاز صوتی شامپانزه ها مجهز برای گفتار نیست این آزمایش ها چندان موفق نبوده اند. اما دو روانشناس به نام های الن و بئاتریس گاردنر(1969) طی چهار سال 130 نشانه از زبان نشانه ای آمریكایی را به یك شامپانزه یاد دادند كه از طریق آن می توانست به خوبی ارتباط برقرار كند.

بخش دوم، بخش اجتماعی زبان است كه اهمیت زبان را مشخص می كند و اساساً زبان توسط این بخش است كه شناخته می شود. ارتباط با تمام انگیزه هایی كه می توانست وجود داشته باشد از جمله تسهیل در انجام امور، برآوردن نیازهای عاطفی كه در وجود انسان وجود دارد و... باعث می شد كه انسان راه هایی را برای آن پیدا كند. گرچه این راه ها در ابتدا بسیار ابتدایی و به حالت اشاره ای و نشانه ای بوده است اما این اشاره ها و نشانه ها در زمان خود ابزارهای مناسب و كارآمدی برای انسان بوده اند. به عبارت دیگر زبان چه از نوع اشاره ای خود و چه از نوع پیشرفته كنونی خود ابزاری است كاركردی كه انسان ها در طول زندگی خود با توجه به اهدافی كه دارند از آن برای رسیدن به اهداف خود استفاده می كنند.

زبان رابطه ی تنگاتنگی با اندیشه، فرهنگ، محیط، جغرافیا و ارتباطات دارد. به عنوان مثال ما هنگامی كه به امور مختلف می اندیشیم و تفكری را در ذهن خود داریم، ناخودآگاه آن تفكر را به صورت كلمات و جملات در ذهن خود مرور می كنیم. یا هنگامی كه نام چیزی را نمی دانیم یا از یاد برده ایم برای اینكه نام آن را به دیگران بگوییم شروع به فكر كردن می كنیم تا اینكه بتوانیم این كلمه را به نوعی توضیح دهیم و توضیحی جایگزین برای آن بیابیم و به طرف دیگر بشناسیم.این تاثیر اندیشه بر زبان را كاملاً روشن می كند.

تاثیر  فرهنگ بر زبان را می توانیم به این صورت نشان دهیم كه وقتی به مناطق، قومیت ها و حتی گروه های مختلف برمی خوریم می بینیم كه هر كدام كلمات و بیان و نشانه های مختلفی را در زبان به كار می برند و برداشت های متفاوتی از آنها می شود. به عنوان مثال در كشور خودمان در دوره های مختلف در بین اقشار مختلف كلمات و نحوه بیان متفاوتی مشاهده می شود؛ مانند سبك بیان جوانمردان و لوتیان چند دهه ی گذشته یا بیان كلمات جدیدی مانند خَفَن از سوی جوانان امروز برای نشان دادن فوق العاده بودن چیزی و حتی این تفاوت ها بین جوانان و میانسالان در بسیاری كلمات. در اینجا باید از تفاوتی اساسی بر سر معنی نشانه Ok در كشوری مانند انگلستان و ایران در زبان نشانه ای صحبت به میان آورد.

اما تاثیر محیط بر زبان نیز طی تحقیقات مختلفی به خوبی مشخص شده است. تحقیقاتی كه محیط را بسیار بسیار در زبان اثرگذار نشان می دهد. از جمله ی این تحقیقات،‌‌بنیامین لی ورف مشاهده كرده است كه زبان های اسكیمو برای انواع مختلف برف واژه های گوناگونی دارند، در حالی كه در زبان های اروپایی فقط یك واژه برای برف وجود دارد. اما زبان آزتك در این مورد حتی از زبان های اروپایی فقیرتر است؛ زیرا ستاك یك واژه را برای سرما، یخ و برف به كار می برد.(موقن، 1378، 7) همینطور ادوارد ساپیر یادآور می شود، زبان قوم پایی یوت كه قومی صحرا نشین است، می تواند خصوصیات جغرافیایی بیابان را به تفصیل توصیف كند و این امر در سرزمینی كه مشخص كردن جای چاه های آب مستلزم دانستن نشانی ها ی پیچیده ای است ضروری است.

در اینجا می بایست یادآور شویم كه براساس تحقیقات مردم شناسان حتی با فاصله گرفتن از خط استوا می توان ریتم های مختلف در آوازها و رقص های اقوام مختلف مشاهده كرد.

یك عامل اساسی دیگر در این میان وجود دارد كه به شدت می تواند زبان را تحت تاثیر خود قرار دهد و آن اشاعه است؛ عاملی كه از راه های مختلف همچون: همسایگی، جنگ، مهاجرت و... می تواند تغییر فرهنگی ایجاد كند. این تغییر فرهنگی می تواند به صورت متقابل باشد و امروزه این اشاعه با ابزارهایی كه به شرایط اجتماعی و تكنولوژیكی افزوده شده است بسیار سریع تر و تاثیرگذارتر شده است.

 

  


 

ادبیات عامیانه

ادبیات عامیانه عبارت است از نحوه ی استفاده از زبان در تعاملات روزمره و در ارتباط با ساختارهای فرهنگی از سوی مردمی با فرهنگ مشترك كه نشان دهنده ی ارزش ها و باورهای آنها می باشد و شامل اشعار و آوازها،مَتَل ها و داستان های كوتاه، ضرب المثل ها و معماها است.

اَدَبیاتِ عامیانه، ادبیات تودهی مردم ایران، اثر مردمانی بی سواد یا كم سواد و غالباً شفاهی، كه از جهت ساختار و محتوا، با ادبیات سنّتی مكتوب فارسی متفاوت است. زبان ساده، لحن عامیانه، حالات و اندیشه های عوام در این ادبیات نمایان است.

امروزه ادبیات عامیانه در نقاط گوناگون ایران با گویش­های متفاوت میان مردم مناطق گوناگون مشهور و متداول است. از جمله در گیلان اشعار شرف شاه دولایی، از شاعران قرن هشتم.ق، به گویش گیلكی، در مازندران اشعار امیر پازواری به گویشهای مازندرانی، در كردستان داستانهای كُردی منظومی كه اصطلاحاً بیت نامیده می شوند و با آواز می خوانند، و نیز بسیاری از قصّه های كوتاه عامیانه به گویشهای گوناگون كه گاه در آثار پژوهندگان گویش شناسی نقل شده است. در این مقاله صرفاً به ادبیات عامیانهی فارسی متداول در درون مرزهای ایران پرداخته می شود.

اشعار عامیانه از دیرباز در میان مردم ایران شناخته بوده است. این اشعار را، كه به گویشهای محلّی بوده است، فَهلویات می گفته اند. برخی از این فهلویات، كه خنیاگران در كوچه و بازار می خوانده اند، داستانهای عشقی منظوم بوده است مانند آنچه در مناطق غربی ایران دربارهی عشق شروین دشتبی می خوانده اند؛ به همین سبب است كه اشعاری را هم كه در زمان ما در جنوب ایران به گویشهای محلّی می خوانند «شَروه » می نامند.

در آذربایجان هم خوانندگان این فهلویات به نام «شهری خوان » معروف اند. امروزه اشعار عامیانه به زبان فارسی را، كه بر زبان عامّهی مردم جاری است، ترانه و تصنیف نیز می گویند. وزن بسیاری از این اشعار منطبق با اوزان عروضی نیست، امّا با طرز خواندن و تكیه بر برخی از هجاها می توان آنها را موزون كرد. اشعار عامیانهی متأخّرتر متأثّر از ادبیات سنّتی است و وزن عروضی دارد. قالب برخی از ترانه های عامیانه نیز مطابق با هیچ یك از قالبهای شعر رسمی نیست، بلكه ساده و ایرانی است. قالب دوبیتی بیش از قالبهای دیگر در اشعار عامیانه كاربرد دارد.

برخی از اشعار متأخّر نیز به قالبهای غزل و قصیده است. این اشعار را با آهنگهای خاصّ و همراه با موسیقی و دوبیتی ها را بیشتر با آواز دشتی و در گوشهی بختیاری می خوانند. برخی از پژوهشگران دستگاه و مقام موسیقی این اشعار را ثبت كرده اند. سرایندگان بیشتر آنها معلوم نیستند، اما گاه نام برخی از آنان در دوبیتی ها آمده است

این نوع ترانه های عامیانه عاری از تشبیهات و استعاره های پیچیده و هرگونه تصنّع و گویای احساسات و افكار عامیانه است. در بسیاری از آنها زبان عامیانه و واژگان محلّی به كار رفته است. بسیاری از این ترانه ها نیز همان است كه در بین مردم به باباطاهر یا فایز دشتستانی منسوب است. مضمون بیشتر ترانه های عامیانه عاشقانه و در وصف معشوق، طلب وصال او، یا گله از هجران است. بسیاری از آنها نیز نشانی از زندگی روستایی و عشایری دارد، چنان كه در آنها از دشت و بیابان و سبزه و چشمه سخن گفته شده است. در برخی از آنها با سوزی خاصّ سخن از دوری وطن و فراق یار و خویشان است.

برخی از آنها هم هجو و شوخی و مطایبه است و پاره ای از آنها حكایتی را نقل می كند. برخی از این اشعار در واقع مناظره یا گفتگوی عاشقانه و دوستانه میان دو تن است.

پاره ای از تصانیف عامیانه درپی یك واقعهی تاریخی ساخته شده و به زبان مردم كوچه و بازار خوانده شده است. كهن ترین ابیاتی كه به زبان فارسی باقی مانده از همین نوع است. از جمله، تصنیفی است كه مردم بخارا، در سال ۵۶.ق، به مناسبت عشق پدیدآمده میان سعید بن عثمان، امیر گماردهی معاویه در خراسان، و ملكهی بخارا ساختند و در كوچه و بازار می خواندند. همچنین است "حَراره" ترانه ای كه كودكان در كوچه به دنبال یزید بن مفرّغ، عاشق دختری به نام سمیه، به آواز می خواندند.

هنگامی كه، در ۱۰۸.ق، اسدبن عبدالله، حاكم خراسان، در جنگ با امیر خُتَلان شكست خورد، اهل خراسان برای او تصنیفی ساختند و می خواندند. این گونه تصنیفها در تاریخ ادامه یافته است. در ۵۰۸ ق چون احمد عطّاش در عهد سلطان محمّد بن ملكشاه شورید و شكست خورد، او را اسیر كردند و در اصفهان گرداندند و مردم اصفهان به دنبال او با دف و طبل و دهل تصنیفی می خواندند. پس از شكست لطفعلی خان زند از آقامحمّدخان قاجار، نخستین پادشاه این سلسله، نیز مردم شیراز تصنیفی ساختند و همچنین است تصنیف مردم تهران دربارهی فرار محمّدعلی شاه قاجار.

یا آنچه دربارهی سخاوت حسن خان یگانه، پسر یوسف خان مستوفی الممالك (متوفّی ۱۳۰۳ق )، ساخته بودند. در بسیاری از اشعار عامیانه نام قهرمانان ناشناس محلّی باقی مانده است، از جمله ترانه هایی كه در خراسان راجع به نصرو یا نصرالله، در فارس دربارهی حسینا و در ابیانه و اطراف كاشان درباره كریم خان مشهور است.

بخشی از اشعار عامیانه هم اشعار مذهبی است، یك نمونه كهن از این نوع اشعار، به گفته نویسنده تاریخ سیستان "سرود كَرْكوی" راجع به آتشگاه كَرْكویه بر زبان زردشتیان جاری بوده است. پاره ای از این اشعار هم اشعار سوگواری است. در قرن چهارم.ق، نرشخی از سروده های مردم بخارا در سوگ سیاوش و آنچه مطربان و قوّالان در این باره به نام "گریستن مغان" می خوانده اند، سخن گفته است. تعزیه نامه ها نیز بخشی قابل توجّه از اشعار عامیانهی قرون اخیر است كه با آهنگی خاصّ در مراسم تعزیه همراه نمایش خوانده می شود.

گذشته از تعزیه نامه ها برخی از اشعار عامیانه در مجالس ترحیم و مراسم سوگواری خوانده می شود. اشعار سوگواری در مناطق گوناگون نامهایی خاص دارد، چنان كه در بلوچستان "موتَك" و در آذربایجان "آغی" نامیده می شود. برخی از اشعار عامیانه مذهبی اشعاری است كه قلندران و درویشان دوره­گرد در كوچه و بازار در منقبت علی­(ع ) و اهل بیت­(ع ) به پیروی از سنّت مناقب خوانان قرنهای پنجم و ششم ق می خوانند.

از مشهورترین آنها لوحی اصفهانی است كه در عهد صفوی بیشتر درویشان دوره گرد شعرهای او را در گذرها می خوانده اند. این درویشان در قهوه خانه ها و تكیه ها مراسم مشاعرهی خاصّی به نام "سخنوری"  برپا می كرده اند كه اشعار آنان هم پاره ای از ادبیات عامیانهی ایران محسوب می شود.

از دیرباز مطربانی به نام "قوّال" و "مقری" پاره ای از اشعار عامیانه را در كوچه و بازار همراه با ساز و رقص می خوانده اند، و گاهی صوفیان آنان را برای اجرای مراسم سماع به خانقاههای خود دعوت می كرده اند. این گروه از مطربان تا عصر حاضر نیز باقی مانده اند.

بسیاری از اشعار عامیانه را به مناسبتهایی خاصّ در مواقعی از سال می خوانند. از آن جمله است اشعاری كه نوروزی خوانان چند روز پیش از آغاز نوروز در دسته های چهار پنج نفری در كوچه ها می خوانند، ترانه هایی كه حاجی فیروزها در استقبال نوروز با رقص و آواز در معابر می خوانند و ترانه های خاصّ چهارشنبه سوری و سیزده به در و نیز آنچه روستاییان خراسان به نام سرود جشن سده می خوانند.

در ماه رمضان هم در برخی از ولایات رسم است كه جوانان پس از افطار در كوچه ها اشعاری عامیانه با صدای بلند سرمی دهند. در بعضی شهرها و روستاها مراسمی خاصّ برای فراخواندن باران متداول بود كه با ترانه های عامیانه ویژه باران خواهی همراه بود، به علاوه شبهای جمعه مردم برای حاجت خواهی، مخصوصا ًدختران برای بخت گشایی و زنان برای محبوب شدن نزد همسران خود، همراه با بعضی آداب، شعرهای عامیانه می خواندند.

امروزه در بوشهر كشاورزان نیز به هنگام وزن كردنِ غلاّت جمله های دعایی موزونی می خوانند تا به غلاّت آنان بركت داده شود.

بسیاری از ترانه های عامیانه ترانه های خاصّ مراسم ازدواج است كه بیشتر بین زنان متداول است و از هنگام خواستگاری تا زفاف، گاه گروهی و گاه به تنهایی، گاه با ساز و گاه بدون ساز، به آواز می خوانند. این گونه از ترانه ها در برخی از مناطق نامهایی خاصّ دارد. مثلاً در استان فارس آنها را "واسونَك" و در بوشهر "یزله گری" می گویند. نمونه ای كه از تصنیفهای عروسی عهد صفوی نیز در عقایدالنّساء ثبت شده است.

برخی از ترانه ها هم به مشاغلی خاصّ مربوط است، مانند ترانه های چوپانان، گندم كاران و جوكاران و قالی بافان. در بوشهر مردم، به هنگام ساختن آب انبار، دسته جمعی اشعاری عامیانه با آهنگی خاصّ می خوانند.

 

 

 هنرستان کار و دانش زهرا مردانی آذر(1)

سال تحصیلی 93-1392

 

 

نگارش : صدیقه بوغلان دشتی

پاییز1392





نوع مطلب : ارائه مطلب، 
برچسب ها : سرکار خانم صدیقه بوغلان دشتی از همکاران گرامی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1396 21:04
Just desire to say your article is as amazing. The clarity in your post is
just great and i could assume you are an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your RSS feed to keep updated with forthcoming post.
Thanks a million and please carry on the rewarding work.
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال 1396 08:14
I visited many sites except the audio quality for audio songs present at this web page is really marvelous.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


۩ باسلام خدمت بازدید کنندگان عزیز.۩

بـــــــــه وبلاگ تخصصی گروه ادبیات منطقه ده خــــــــوش آمدیـــد.⇝

هدف ازطراحی و راه اندازی این وبلاگ؛ایجاد ارتباط میان همکاران ادبیات منطقه
است،تا با ارائه مطالب تازه،بکر و جذاب ادبی ،نکات دستوری ،زندگی نامه شعرا و نویسندگان،نقد و بررسی و... بــرای همکاران عزیز مفیدواقع گردد.
امید است که دوستان با ارسال مطالب خود در غنای هرچه بیشتر این مطالب ما را یاری فرمایند.



مدیر وبلاگ : مطیعی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
IS