تبلیغات
✔ گَـروهـ ادبـیآتـ مَنطقہ دَه - «چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم»
 
✔ گَـروهـ ادبـیآتـ مَنطقہ دَه
♠کَــلَمآتـ بِدون ِ تَفــَکُر , هَرگـز بہ آسمآن نمے روَنــد ..⇝♠
 
 
پنجشنبه دوم بهمنماه سال 1393 :: نویسنده : مطیعی

«چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم»

 

چگونه یک داستان کوتاه بنویسیم

چه موضوعاتی را برای نوشتن داستان انتخاب کنیم؟

در میان ماجراهای مختلفی كه در طول زندگی برای شما به عنوان یك نویسنده اتفاق می افتد یا خود شاهد آن بوده یا از دیگران شنیده یا تخیل كرده اید تنها ماجراها یی قابل تبدیل به داستان هستند كه آنقدر غیر معمولی، غیر تكراری و واجد آنچنان تازگیها و ارزشهایی باشند كه قابلیت بازگویی برای جمعی وسیع در حد یك جامعه و ملت را داشته باشند.

موضوعی كه بناست محور یك داستان قرار گیرد اگر هیچ خصوصیت بارزی نداشته باشد، حداقل باید دارای نكته ای باشد كه آن را از موضوعهای معمولی و تكراری متمایز كند. عده ای قابل توجه از مردم داستان را برای تغییر ذائقه و ایجاد تنوع در زندگی خود می خوانند پس دور نیست كه در داستان به دنبال فرهنگها، فضاها و آدمهایی بگردند كه با آنچه پیوسته پیرامون خود می بینند متفاوت باشند. خواهان ماجراهایی باشند كه خود به سبب محدویتهای شخصی وشرایط خاص اجتماعی شان قادر به درگیر شدن با آنها نیستند و در یك كلام طالب داستانی هستند كه برای ساعتی ولو در عالم خیال نسیمی از تازگی بر زندگی آنها بوزاند و به هیجانشان بیاورد.
گروهی دیگر طالب دریافت شناختی عمیقتر از خود و دیگران و مشاركت در تجارب ناب عاطفی و احساسی همنوعان خویش از طریق داستان هستند. یا نگاه طنز آمیز به گوشه هایی از زندگی مردم می تواند برای عده زیادی از مردم جذاب باشد.

نویسنده ای كه در انتخاب موضوع داستانش و كار روی آن به این موارد و خواستهای مخاطبانش بی توجه باشد، متقابلا نباید از آنان توقع استقبال و همدلی داشته باشد. نویسنده ای كه می خواهد هم در حد كافی خواننده داشته باشد و هم اثری فراتر از یك وسیله تفریحی و سرگرمی برای مخاطبان خود خلق كند باید مراقب باشد كه موضوع داستانش را با دقت كافی انتخاب نماید.

از میان نویسندگان موفق در این زمینه می توان از آقای سید مهدی شجاعی نام برد. برخی از آثارخواندنی ایشان عبارتند از : ضیافت ، ضریح چشمهای تو ، امروز بشریت ، دو كبوتر – دو پنجره –دو پرواز
در در مورد عناصر لازم برای ورود به عرصه هنر ، چگونگی قدم گذاردن به عرصه هنر داستان نویسی و شرایط لازم برای مرود به این عرصه ، سخن گفتیم. اینک و در این مقال ، به ویژگیهایی که یک قصه خوب می بایست داشته باشد ، می پردازیم.در این مورد به طور خلاصه می توان به ویژگیهای زیر اشاره نمود:

1) - خدا محوری:

 

یك قصه خوب قبل از هر چیز باید خدا محور باشد. یعنی در همه جای آن خدا حضور داشته باشد. معنی این حرف آن نیست كه جا و بیجا، با مناسبت یا بی مناسبت نام خدا یا آیا ت قرآن را بیاوریم ، بلكه بدان معنا ست كه نشان دهیم قصه از یك تفكر توحیدی سرچشمه گرفته و جوشیده است. علاوه بر اینكه به غیر از نشان دادن ارزشهای عالی انسانی به خواننده برسانیم كه محور عالم وجود خداست و سرچشمه همه خیرها و فیوضات اوست و انسانها در این میان وسیله ای بیش نیستند و هر چه نیكی و خوبی هم كه از قهرمانان و شخصیتهای بزرگ داستان سر می زند همه از طرف خدا بوده و آنها تنها واسطه ای بوده اند كه خدا این توفیق را به آنان داده در خدمت همنوعان خود باشند.

2) - عبرت انگیزی:

خداوند یكی از ویژگیهای عمده قصه های قرآنی را «عبرت انگیزی» ذكر كرده است.

«لقد كان فی قصصهم عبره لاولی الالباب»

و این ویژگی آن قدر مهم است كه اگر داستانی فاقد آن باشد، یعنی صرفا برای سرگرمی و تفریح خواننده یا به شگفتی انداختن او نوشته شده باشد، از نظر ما چیزی در حد یك لطیفه یا معماست و نباید اسم قصه را روی آن گذاشت بنابراین قصه نویس های مسلمان هرگز نباید صرفا برای سرگرم ساختن و تفنن خواننده دست به قلم ببرند؛ چون در این صورت، حداقل اجر معنوی از این كار نخواهند برد.

3) - كشش ، جذابیت وگیرایی:

قصه ای كه جذاب و گیرا نباشد و نتواند تا آخرین لحظات خواننده را همراه خود بكشد ولو با بهترین پیام و محتوی، قصه موفقی نخواهد بود، قصه خوب قصه ای است كه این هر دو یعنی محتوا و پیام و كشش و گیرایی را با هم داشته باشد؛ و نمی توان به صرف داشتن یك محتوای خوب، جذابیت و گیرایی را نادیده گرفت.

4) - طبیعی و منطقی و قابل قبول بودن روال داستان:

قصه باید طوری نوشته شود كه خواننده بتواند ماجراهای آن را باور كند. یعنی اصل علت و معلول به دقت در قصه رعایت شود به طوری كه هر ماجرا نتیجه طبیعی ماجراهای قبلی و مؤثر در ماجراهای بعدی باشد، و طوری زمینه لازم برای وقوع ماجراها فراهم شود كه خواننده در محتمل بودن آن شك نكند.

5) - گزیده گویی:  

حاشیه روی زیاد از حد، خارج شدن از موضوع اصلی قصه، وپرداختن به مسائل فرعی كه چندان نقشی در پیشبرد قصه ندارد، باعث كسل شدن خواننده و خارج شدن رشته كلام از دست او می شود.

6)- نثر یا زبان قصه:

نثر یا زبان قصه بایستی متناسب با موضوع قصه و نیز گروه و قشری باشد كه برای او می نویسیم.

7) - عفت قلم:

نویسنده مجاز نیست تحت این عنوان كه «حرفی كه از دهان شخصیتهای داستان بیرون می آیدمتناسب با تیپ و خصوصیات اجتماعی آنان باشد یا؛ بیان این حرفهای غیر اخلاقی ، داستان را طبیعی و ملموس تر جلوه خواهد داد.»سخنان زشت و موهن را حتی از زبان آنان ، در نوشته اش بیاورد. در صورت لزوم بایستی غیر مستقیم و در لفافه به بیان این موضوع پرداخت.

بطور کلی یک قصه خوب دارای ویژگیهای زیر است : خدامحوری ، عبرت آموزی ، کشش و جذابیت ، منطقی و عقلانی بودن ، گزیده گویی ، نثر متناسب ، عفت قلم و کلام ، تقوی ، پرداختن به ریشه ها و یکدست بودن نوشتار.

8) - برخورد ریشه ای با مسائل:

قصه خوب تنها به بیان سطحی درد ها نمی پردازد بلكه ریشه ای با مسائل برخورد می كند و عمق آنها را نشان می دهد. به عبارت دیگر علتها را هدف قرار می دهد، نه معلولها را! او از معلولها به علتها می رسد، نه آنكه در معلولها در جا بزند و احیانا آنها را به عنوان علت نیز معرفی بكند. البته این كار باید بسیار ظریف و هنرمندانه صورت بگیرد. همچنین وظیفه قصه نویسی تنها بیان دردها نیست بلكه باید چاره درد را كه همان پیاده شدن صحیح احكام اصیل اسلامی در سراسر جهان است را نیز بیان كند. در غایت بیش از آنكه محرك احساس باشد، راهگشا و راهنما و مرشد باشد.

9) - یكدست بودن نوشته:

به این معنی كه یك نوع هماهنگی و ارتباط دقیق بین تمام اجزاء قصه (مقدمه ، ماجراها ، شخصیتها ، محیط ، پایان و گره گشایی و...) وجود داشته باشد، و نوشته در طول كار ، دچار نوسانهای نابجا نشود.

چگونه داستان نویسی را شروع کنیم!

نوشتن داستان به راحتی نمایشنامه یا شعر نیست، داستان ادبیاتی خلاقانه است که باید برای احساسات خواننده جذابیت داشته باشد. چون داستان کوتاه توصیف‌های نویسنده از واقعیت را انتقال می‌دهد، باید استفاده ی هنری از زبان برای نشان دادن تجربه ی انسانی انجام شود.

 چگونه داستانی فوق العاده بنویسیم؟ چه مواردی را باید در اندیشه داشته باشیم تا درگیر داستان کوتاهی شویم که موفق باشد.

چند راهنمایی ساده برای شروع داستان.

خواندن

خواندن برای هر کسی که می‌خواهد بنویسد لازم است. برای این که بتوانید یک داستان کوتاه خوب بنویسید، ابتدا باید داستان های کوتاه‌ دیگری را بخوانید، که به شما کمک می‌کند تا بیاموزید چگونه نویسنده‌های دیگر  بر خواننده تاثیر می‌گذارند و از شیوه‌ی آن ها به عنوان مبنای آفرینش شیوه و تاثیر گذاری خود استفاده کنید .

الهام گرفتن

برای نویسنده‌های حرفه‌ای جا افتاده نیازی به الهام گرفتن نیست چون اندیشه به طور طبیعی جریان پیدا می‌کند و آن‌ها فقط آن اندیشه‌ها را به کلمه‌هایی روی کاغذ تبدیل می‌کنند . اما برای نویسنده‌های تازه کار مهم است که از چیزی الهام بگیرند. چون نه تنها این الهام به شما کمک می‌کند که اولین بند نوشته‌ی خودتان را شروع کنید بلکه به شما در ادامه ی کار تا پایان یاری می دهد. الهام گرفتن شما می‌تواند با یک شئ‌، شخص،حادثه،خواب یا حتی رخدادهای تلخ وشیرینی که نمی‌توانید از یاد ببرید باشد.

صحنه‌ها را طراحی کنید

برای این که نوشته‌ی شما با وقایع داستانی که از قبل در ذهن دارید هم راستا باشد، خوب است که به طور خلاصه صحنه‌های داستان‌ تان را روی کاغذ دیگری با دقت طرح ریزی کنید. شخصیت‌های احتمالی داستان‌ تان را بنویسید و رخدادهای اصلی را به ترتیب فهرست کنید. نباید تفصیل زیادی برای رخدادها بنویسید چون این فقط به عنوان یک طرح اولیه خام برای آن چیزی که داستان شما شبیه آن خواهد بود، است.طرح داستانتان باید بدیع و نو باشد، به طوری که توانایی جذب و نگه داشتن خواننده تا بند آخر داستان را داشته باشد.همچنین انعطاف پذیر باشد، تا در صورت تمایل نویسنده بتواند مسیر حوادث و اتفاقات داستان را تغییر داده و یا آن را به سمت و سویی دیگر بکشاند.

راوی( نظرگاه ) داستان‌ تان را انتخاب کنید

این که چه کسی داستان را روایت می‌کند و چه طور می‌گوید برای این که یک داستان کوتاه تاثیر گذار باشد بسیار حیاتی است. منظر داستان، به طور بنیادی حس و آهنگ داستان را تغییر می‌دهد. از این رو شما باید با دقت از قبل برای تفکیک نهایی زاویه‌ی دید مورد استفاده در داستان تان تصمیم بگیرید، مطمئن شوید که این زاویه‌ی دید در تمام داستان شما ثابت می‌ماند تا همخوانی آن برقرار بماند.

شخصیت‌ها را در ذهن بپرورید ( شخصیت سازی)

برای یک داستان کوتاه، حداکثرسه شخصیت اصلی بیافرینید. شخصیت‌های اصلی زیاد، داستان شما را گیج کننده در می‌آورد.چون هر شخصیت جدید بعد جدیدی برای داستان مهیا می‌کند. هر شخصیت باید بیش از یک کاریکاتور سطحی و مبتذل باشد. حرف‌های شخصیت‌هاتان را طوری بنویسید که با خصلت های آن ها تناسب داشته باشد. آن ها را قابل قبول ولی مرموز بسازید.

مقدمه ی خوبی فراهم کنید

وقتی همه چیز را طراحی کردید، با شتاب اولین بند داستان تان را بنویسید .در بند اول تا حدی شخصیت های اصلی تان را معرفی کنید و فضا را به نمایش بگذارید . فضا باید جایی باشد که درباره اش زیاد می دانید، تا بتوانید تصویر لازم برای صحنه ای که به روشنی تشریح شده در اختیار خواننده بگذارید . مقدمه ی داستان تان را جالب بنویسید تا خوانند گان را علاقه مند کنید و آن ها را تشویق کنید که تا آخر آن را بخوانند. علاوه بر این مهم است که جزییات اصلی و بخش بزرگ‌ تر جریان را،عقب ترو درادامه  بیاورید تا رازگونگی آن حفظ شود.

طرح داستان بی نظیری را گسترش دهید

از دل مقدمه‌ تان رخدادهایی را بیرون بکشید که سرانجام مساله یا درگیریی را برای شخصیت یا شخصیت‌ها می‌آفریند. پس از آن چیدمانی از سرنخ‌ها را گسترش بدهید تا خواننده را علاقه مند، کنجکاو و هاج و واج نگاه دارد. با پیشرفت داستان درگیری‌ها را تشدید کنید. این کار فقط خواننده‌ی شما را به شوق نمی‌آورد که بیش تر بخواند بلکه آن‌ها را به داستان شما متمرکز می‌کند.

نشان بدهید، نگویید

شخصیت‌ها باید آن‌هایی باشند که جوابگوی بیان داستان از طریق اعمال و گفته‌هاشان باشند و نه این که نویسنده به خواننده بگوید که چه چیزی بیان می شود . به جای گفتن، "بیلی خیلی گرسنه اش بود" می توان گفت "روی پله های نم کشیده ی داروخانه نشست صدای قارو قور شکمش رشته ی افکارش را گسست دستی به شکمش کشید زیر لب وردی خواند و خندید"   

از فعل معلوم استفاده کنید

تا جایی که می‌توانید سرزندگی بیشتری به داستان‌ تان بدهید. برای این کار، فعل‌ها را به صورت معلوم در داستان‌ تان استفاده کنید. به جای گفتن" تمام غذاها خورده شدند" بگویید " پیر مرد خپلوی چاق تمام غذاها را خورد"

هراز گاهی از دیالوگ استفاده کنید

در زندگی بخشیدن به داستان تان، آوردن دیالوگ مهم است. از دیالوگ فقط برای برجسته کردن شخصیت‌ها استفاده نکنید . از آن برای باز کردن هویت شخصیت هایتان برای خواننده سود ببرید. به صورت نقل مستقیم از آن استفاده کنید. مانند "برو آن جا!"  به جای این که غیر مستقیم بگویید:"دختر به او گفت که برود آن جا"

مرجعی را دم دست داشته باشید

یک مرجع خوب مانند فرهنگ نامه یا لغت نامه در آفرینش داستان خوب حیاتی است. می‌توانید از آن ها برای چک کردن هجی کلمه‌ها استفاده کنید و واژه هایی را پیدا کنید که با متن شما همخوانی بیشتری دارند. به جای استفاده از یک جمله یا پاراگراف بلند می‌توانید از یک یا چند کلمه برای آرایه‌ی چیزی که می‌خواهید بیان کنید، استفاده کنید. اغلب اوقات یک واژه تاثیر بیشتری از یک پاراگراف کامل یا زبان گزاف دارد.

موجز پایان بدهید

پایان بندی ها مانند سورتمه سواری خطرناک است. برای پایان بندی خوب، توصیه می‌شود کمی پیچ و خم اضافه کنید. پایان بندی تان را بی‌نظیر کنید اما تن به پایان بندی سرسری ندهید. سعی کنید رضایت بخش باشد اما خیلی قابل پیش بینی نباشد. به یاد داشته باشید که کوتاه باشد اما دقیق و پویا تا خواننده با حس هم‌آوایی بماند. پایان‌بندی شما همه چیز از آغاز تا پایان را خاتمه می‌دهد.

ویرایش و بازخوانی کنید

بعد از آن که آخرین کلمه های داستان تان را هم در آوردید، زمان شروع چرخه ی ویرایش است. با دقت به اثرتان وارد شوید و تمام اشتباهات را با توجه به ساختار جمله، کاربرد کلمه، قالب، نقطه گذاری، دیکته، هجی، دستور زبان و بررسی توصیفی درست کنید. کلمه ها، عبارت‌ها و حتی پاراگراف‌هایی که به نظر نمی‌رسد در عناصر اصلی داستان شرکت داشته باشند را پاک کنید. بعد از این کارها بگذارید داستانتان برای چند روز یا حتی چند هفته کناری بماند و بعد دوباره آن را ویرایش کنید. در فرصت های مختلفی داستان‌تان را دوباره بخوانید . این کار به شما امکان می دهد تا درباره تغییر قسمت های ختلف داستانتان بهتر تصمیم گیری کنید.

بگذارید دیگران با خواندن امتحان کنند

اجازه بدهید دوستان‌تان کار شما را بینند. ممکن است اشتباهاتی را که از دید شما پوشیده مانده ، تشخیص بدهند. شاید بعضی از کلمه‌ها یا سطرهایی که شما خیلی دوست‌شان دارید، آن ها را سر در گم می‌کند. در این مورد باید برای تغییر یا حذف کامل آن تصمیم بگیرید.به یاد داشته باشید که شما برای این نمی نویسید که باید بنویسید، بلکه می نویسید چون می خواهید که بنویسید.تنها برای خودتان نمی نویسید،بلکه برای قشری از جامعه می نویسید.

هنر دیدن

برای آن كه بتوانیم خوب بنویسیم باید آدم‌ها و زندگی‌هایشان را بشناسیم، باید دقیق و عمیق به پدیده ها و مسائل اطراف‌ مان نگاه كنیم و عمیقاً درباره‌یشان فكر كنیم. ما در مقام یک نویسنده زمانی قادر خواهیم بود، احساس زندگی را به خواننده آثارمان منتقل كنیم كه ابتدا خودمان عمیقاً این احساس را تجربه كرده باشیم. در این راه هنر دیدن به ما بسیار كمک خواهد كرد. هنری كه با صبری طولانی به دست می‌آید. به واقع یک هنرمند، یک نویسنده می‌داند كه در هر چیز، جزئی كشف نشده و نادیده وجود دارد، اما، ما چشمان خود را عادت داده‌ایم تا تنها چیزهایی را ببینیم كه دیگران پیش از ما دیده‌اند. اما یک نویسنده به خوبی می‌داند كه در فرد یا شئ یا هرچیزی، پدیده‌ای نهفته است كه آن فرد یا آن شئ را از افراد یا اشیاء دیگر متمایز می‌كند. او باید به دنبال این نظم‌های مخفی، این جزءهای نهفته برود. حقیقت این است كه اكثر انسان‌ها در اغلب لحظات به علت غرق شدن در عادت‌ها، فرو‌رفتن در خودخواهی‌ها و یا سرد‌‌شدن در بی تفاوتی‌ها تنها روی خود توجه و تمركز دارند تا اشیاء و موجودات اطراف‌شان. و تنها در بعضی لحظات كوتاه ناب شاعرانه و معنویت است كه می‌توانند هستی و وجود را حس كنند. بنابراین پیشنهاد می‌شود روی هنر دیدن تمرین كنید یعنی باید سعی كنیم حساسیت‌ها را بالا ببریم و توانایی جذب و گرفتن همه‌ی امواجی را كه از آدم‌ها، روابط و موقعیت‌هایشان منتشر می‌شود را كسب كنیم و توجه داشته باشیم كه این حساسیت‌ها با احساساتی بودن به شدت فرق دارد. احساساتی بودن یعنی خود را به دست احساسات سپردن؛ یعنی در احساسات فرو رفتن و غرق شدن.برای خوب نوشتن ابتدا باید با توجه به مطالعه و تجربه، خود را به خوب دیدن مسلح كنید.باید بیش از هر چیز یک بیننده دقیق باشید تا متوجه مسائلی شوید كه مخاطبان آثارتان هنوز متوجه آن نشده‌اند و یا بر روی آن‌ها توجه و دقت كافی نكرده‌اند. دنیا و موجوداتش در چشم نویسندگان صاحب نبوغ به همان شكل‌های معمول سنتی نیست كه دیده می‌شود، بلكه مجموعه‌ای از غافلگیری‌های منحصر به فرد است كه نویسندگان متبحر آموخته‌اند تا آن‌ها را به روش خاص خودشان ببینند و برروی كاغذ بیاورند پس بهتر است قبل از نوشتن ابتدا یاد بگیریم كه چگونه می‌توان خوب، دقیق و عمیق ببینیم.

زاویه دید (نظرگاه)

نخستین مسئله‌ای كه نویسنده به هنگام شروع داستان با آن مواجه می‌شود،این است که چه كسی می‌خواهد داستان من را تعریف كند؟یا راوی داستان من كیست؟ یا از چه زاویه دیدی باید استفاده كنم؟ به نظر بسیاری از منتقدان، گزینش راوی یا انتخاب زاویه دید مناسب، مهم‌ترین گزینشی است كه نویسنده به آن دست می‌زند. نویسندگان مطرح و شناخته شده وسواس بسیاری، در انتخاب زاویه دید داستان نشان می‌دهند؛ برای اینكه حوادث، كنش ها و وقایع ناگزیر توسط كلمات در اختیار خواننده قرار می‌گیرد، اما آنچه مهم است این است كه به یاری كلمات چه كسی یا چه شخصیتی؟! انتخاب صحیح روایت‌گر موجب بر‌انگیختن عاطفی و ذهنی خواننده شده، نهایتاً شركت خواننده را در اثر موجب می‌شود .

زاویه دید یا نظرگاه به منظری گفته می‌شود كه رویداد‌های داستان از آنجا دیده می‌شود و یا می‌توان گفت به روایت‌گری اطلاق می‌گردد كه نویسنده به یاری او داستان خود را برای خواننده باز می‌گوید.
بررسی انواع نظرگاه‌ها

 زاویه‌ی دید اول شخص مفرد 

1)از دید شخصیت اصلی 2)از دید شخصیت فرعی

 نویسنده در داخل یکی از شخصیت‌ها رفته و از چشم خواننده ناپدید می‌شود. این شخصیت برگزیده نویسنده است كه به جای نویسنده، داستان را به طریق اول شخص نقل می‌كند.این شخصیت ممكن است فرعی و یا اصلی باشد، درحوادث داستان شركت داشته یا فقط ناظر حوادث داستان باشد .
در مثال ذكر شده، نویسنده هر چه را اتفاق می‌افتد از دید یک ملخ می‌بیند یعنی همه‌ی افسانه، بیان افكار و احساسات ملخ از زبان خود اوست .

از دید شخصیت اصلی:" از گرسنگی و سرما كز كرده بودم و مورچه را می‌دیدم كه داشت دانه ذرتی را كه از تابستان قبل انبار كرده بود، هن هن كنان بر روی برف‌ها می‌كشید. شاخک‌هایم از سرما جمع شده بود و پای چپ عقبم بی‌اختیار می‌لرزید. آخرالامر دیگر نتوانستم طاقت بیاورم. گفتم :مورچه‌ی عزیز، دوست من، ممكن است لطفاً یک خورده از ذرت خودتان را به من بدهید؟مورچه به سر تا پای من نگاه كرد و با تكبر گفت :تابستان چه كار می‌كردی؟ در حالی كه خاطرات خوش گذشته را در ذهن مرور می‌كردم، معصومانه گفتم :ازكله سحر تا غروب آواز می‌خواندم. مورچه با حالتی از خود راضی، پوزخندی زد و گفت :خب، چون كه تمام تابستان مشغول آواز خواندن بودی، بهتر است تمام زمستان هم مشغول رقصیدن باشی !

از دید شخصیت فرعی: از كنار لانه مورچه می‌گذشتم، هوا بسیار سرد شده بود و برف همه جا را پوشانده بود. دانه‌ای را كه پیدا كرده بودم با زحمت بر روی برف‌ها می‌كشیدم. ملخ را دیدم كه داشت با مورچه صحبت می‌كرد، دقت كردم تا ببینم چه می‌گویند، ملخ می‌گفت: مورچه عزیز، دوست من، ممكن است لطفاً یک خورده از ذرت خودتان را به من بدهید؟مورچه كمی به سرتا پای ملخ نگاه كرد، انگار فهمیده بود كه چه حیوان بازیگوش و تن‌پروری است .پرسید: تابستان چه کار می‌كردی؟ملخ جواب داد:از كله سحر تا غروب آواز می‌خواندم. مورچه كه متوجه حضور من شده بود رو به من كرد و گفت :چون تمام تابستان آواز خوانده است،فكر می‌كنم بهتر است تمام زمستان را هم برقصد .هر دو شروع به خندیدن كردیم .

از محدودیت‌های این شیوه از زاویه دید می‌توان به موارد زیر توجه نمود:

1- میدان دید نویسنده تنگ و محدود می‌شود، و خواننده هم نمی‌تواند غیر از جایی كه شخصیت انتخاب شده نویسنده در داستان می‌رود، از جای دیگری مطلع شود. لازم به ذكر است كه نویسنده باید با مهارت در انتقال و یا ذكر گفتگو و یا به طور طبیعی شخصیت داستانش را از مسائل و موضوعاتی كه نمی‌تواند ببیند آگاه كند و یا در محل حوادث مهم حاضر نماید .





نوع مطلب : سخن مدیر، ارائه مطلب، 
برچسب ها : خانم مطیعی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه دوم بهمنماه سال 1396 22:50
اگر بخواهی با جدیدترین فناوری ها به روز شود
که او باید بازدید از این وب سایت و پرداختن به آن باشد
تا به امروز تمام وقت.
سه شنبه دهم مردادماه سال 1396 21:57
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason seemed to be on the net the easiest thing to be
aware of. I say to you, I definitely get irked while people consider
worries that they just do not know about. You managed to hit the nail upon the top and also defined out
the whole thing without having side-effects , people could take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال 1396 00:17
What's up it's me, I am also visiting this website on a regular basis, this web
page is really good and the users are actually sharing pleasant thoughts.
جمعه هجدهم فروردینماه سال 1396 17:41
You actually make it seem so easy together with your presentation however I to find this matter to
be really one thing which I feel I'd never understand.
It kind of feels too complicated and extremely huge
for me. I am having a look forward on your next post, I
will attempt to get the grasp of it!
پنجشنبه بیست و یکم آبانماه سال 1394 16:36
سلام من تازه شروع کردم اولین داستانمه از کجا بفهمم چه قسمتایی را اشتباه کردم کسی هست که کمکم کنه؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


۩ باسلام خدمت بازدید کنندگان عزیز.۩

بـــــــــه وبلاگ تخصصی گروه ادبیات منطقه ده خــــــــوش آمدیـــد.⇝

هدف ازطراحی و راه اندازی این وبلاگ؛ایجاد ارتباط میان همکاران ادبیات منطقه
است،تا با ارائه مطالب تازه،بکر و جذاب ادبی ،نکات دستوری ،زندگی نامه شعرا و نویسندگان،نقد و بررسی و... بــرای همکاران عزیز مفیدواقع گردد.
امید است که دوستان با ارسال مطالب خود در غنای هرچه بیشتر این مطالب ما را یاری فرمایند.



مدیر وبلاگ : مطیعی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
IS